پیامبر هم روی پتو می خوابید؟


ماه مبارک رمضان سال 1365 گردان 410 غواص حضرت رسول (ص) جمعی لشگر 41 ثارالله به فرماندهی سردار شهید علی عابدینی جهت آموزش و آمادگی برای عملیات درمنطقه چوبده آبادان اردو زده بود

ظهر روز هیجدهم بین نماز ظهر و عصر خطاب به بچه های گردان گفتم : " این شبها نباید خوابید حضرت زهرا (س) در روز فرزندان را می خواباند تا شب بیدار باشند  پیامبراکرم (ص) هم رختخواب ها را جمع می کرد و..."

ادامه نوشته

مرام شیعه


سردار قاسم سلیمانی می گوید یکی از اشرار بزرگ سیستان و بلوچستان را که هم در مسئله قاچاق مواد مخدر فعالیت می کرد و هم تعداد زیادی از بچه های ما را به شهادت رسانده بود و سالها به دنبال او بودیم با روشهای پیچیده اطلاعاتی برای مذاکره به منطقه ی خاصی دعوت کردیم . پس از ورود وی به آنجا او را دستگیر کردیم و ...

ادامه نوشته

بوی عطر کربلا


خدایا تو شاهد باش من تنهابرای رضای تو پا در این راه گذاشته ام و برای یاری دین اسلام که اگر غیر از این بود هیچ کس لحظه ای این سختیها را تحمل نمی کرد. خدایا آنچه را که من می خواهم بگویم شهیدان قبل از من گفته اند ولی برای اداء دین و مسئولیت است ملت شهید پرور هوشیار باشید که در این میان افرادی سودجو بر آن شده اند که از فرصت استفاده کنند و به کارهای منکر دست زنند که البته بعد از جنگ باید بحساب همگی آنها رسید...

ادامه نوشته

تحول

یک روز بهش گفتم من نمیدانم چرا توی این چند سال اخیر شما در معنویات رشد کردی .می خواست بحث را عوض کنداما سوالم را تکرار کردم . گفتم حتما علتی داره.گفت اگه طاقتش رو داری بشین تا برات بگم.


یه روز با رفقای محل وبچه های مسجد رفته بودیم دماوند. همه مشغول بازی بودند یکی از بزرگترها گفت احد آقا برو کتری روآب کن بیار... منم راه افتادم راه زیاد بود کم کم صدای آب به گوش رسید.از بین بوته ها به رودخانه نزدیک شدم.تا چشمم به رودخانه افتاد یه دفعه سرم را انداختم پایین  و همان جا نشستم بدنم شروع کرد به لرزیدن نمیدانستم چه کار کنم . همان جا پشت درخت مخفی شدم ...می توانستم  به راحتی گناه بزرگی انجام دهم...

ادامه نوشته

گوشه ای از بهشت



یادش بخیر 

روزای خوش کانال سلمان

هر وقت هوا رو به سردی میره یادم به هوای سرد کانال سلمان میفته . یادمه هرچی به روزای عملیات نزدیک و نزدیکتر میشدیم هوا سرد تر و سرد تر میشد ..

یادتون میاد شبها معمولا شامهای خوبی میدادن ...

حیف که نمیشد زیاد بخوریم و سیر سیر بشیم حسرتش تو دلمون میموند آخه نمی شد بعدش ...

ادامه نوشته

معلم اخلاق


غواص شهید عباس پور قربان علی

 
" تو ای مادر عزیزم
شما برای من خیلی زحمت کشیدی تا من را به این سن رساندی شبها با ناله های من از خواب بیدار می شدی و با مهر و محبت خود من را در آغوش می گرفتی و نوازش می کردی این همه مهرومحبت شما را چگونه می توانم جبران کنم ...

ادامه نوشته

اشک و حاجت در بارگاه شهدا

امروز ایمیلی از یک دوست عزیز که هزاران کیلومتر با هم فاصله جسمی داریم بدستم رسید ایشان ساکن اروپا است ومن ساکن  حاشیه کویر تفتیده مرکز ایران در نامه اش نوشته بود در حال نوشتن یک کتاب علمی برای بیمارانی است که مشکل ژنتیک دارند و اینکه اینکار را به عشق شهیدان وطن انجام می دهد تا پرچم آنان بر زمین نیفتد در جواب ایمیلشان خاطره ای برایش نوشتم شما را  نیز به خواندن این خاطره دعوت می کنم

سلام علیکم برادر مخلص ودلسوخته ام :من هم هرگاه گرفتارمی شوم دست به دامن آبرومند نزد خدا شهید مهربانمان ...

ادامه نوشته